الشيخ رسول جعفريان
887
رسائل حجابيه (فارسى)
و پيغمبر و آيات محكمات قرآن نموده ، و آنگاه تصرّف در معقولات و انكار وجدانيات و محسوسات نمايد . در اين وقت هر مزخرف و مهملى را بگويد و گمان كند خوش فهميده و بيان عقلى و منطقى سفته كه حجاب بر فرض هم كه واجب باشد براى زنان ، مختص است به بدن ايشان نه دست و صورت و گيسوان آنان ! اى جاهل از همه جا بىخبر و اى غافل سر تا پا شور و شر ! هرگاه مطلب چنين است كه زنان بايستى فقط بدن ايشان در حجاب باشد ، مگر تو و ساير مردان غير از صورت و دستهايتان در بين مردم ظاهر و نمايان است . پس براى چه مىگويى حجاب را در زنان قايليم ولى نسبت به غير صورت و دستهايش ؟ بنابراين بايستى آيات و اخبار حجاب را اختصاص به زنان نداده ، بلكه تعميم داد . و ذلك مما يضحك به الثكلى ؛ فافهم ذلك و اغتنم . بپوش شهد لب خويش را ز چشم مگس * كه تا شوى تو ز زحمت خلاص ، او ز هوس حجاب كرده بر آفات دست قدرت حق * ز برگهاى درختان به ميوهء نورس اگر حجاب بد است از براى زن ز چه مرد * ز برگ دختر رز كرده چادر اطلس هرآنچه هست لطيف و نظيف و پاكيزه * بپوشيش تو به لفافها ز لوث و دنس حجاب از چه بود مانع ترقّى زن * حجاب كى زده حرفى و يا كشيده نفس حجاب كى شده مانع ز علم و صنعت زن * حجاب كى شده موجب به جهل و پستى كس حجاب تن كه به زعم شما است نصّ نبى * محل شبهه فقط بهر صورت است و دو دس براى پوشش تن پس نماند جاى كلام * براى پوشش صورت بود همه وسوس تمام فتنه و شورش به عالم نسوان * بود ز پوشش صورت به قول هر اخرس اگر كه مرغ پرد در هوا ندارد باك * تمام شكوهء گربه بود ز شرّ قفس به شاخ و پشم و پى و استخوان نپيچد گرگ * نموده تيز پى دنبه چنگ را و ضرس نه منكران حجابند از اين قبيل همه * كه راندهاند به ميدان اين جدال فرس از آنكه رفت پى سامرى و شد گمراه * بهانه است ز موسى سؤال سير و عدس بدان كه منكر علم و كمال زن كس نيست * چرا كه دامن مادر بود و را مدرس هرآنچه خواند از آن مدرسه بشد ملكات * چو پرورانده در آتش نژاد خود ققنس كنارهگير ز قومى كه لفظشان غرّا * خشن معانى و مثل زبان بود املس [ آيهء چهاردهم در وجوب حجاب ] چهاردهم از آيات داله بر وجوب حجاب ، در سورهء مائده : « وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ » ؛ امر فرموده در اين آيهء شريفه پروردگار بندگان خود را به كمك نمودن بعضى ديگر را بر